ابوریحان بیرونی
علمي-فلسفي-تاريخي
پیام مدیریت وبلاگ :
با سلام خدمت شما بازدیدكننده گرامی ، به این وبلاگ خوش آمدید . لطفا برای هرچه بهتر شدن مطالب این وبلاگ ، ما را از نظرات و پیشنهادات خود آگاه سازید و به ما در بهتر شدن كیفیت مطالب وبلاگ یاری رسانید .

rss

درباره ما
دکتر احمد رضا بابائی، دکترای علوم سیاسی و روابط بین الملل، استاد دانشگاه، تخصص در اندیشه سیاسی و روابط بین الملل، نویسنده و پژوهشگر در حیطه روابط بین الملل.
موضوعات مطالب
ایران (٦)
فلسفه (٥)
جنگ (٥)
بدنسازی (٤)
عراق (٤)
فیلسوف (۳)
خاور میانه (٢)
استراتژی (٢)
چین (٢)
افکار (٢)
فلسطین (٢)
political (٢)
سیبویه (٢)
reform (٢)
un (٢)
سازمانهای غیر دولتی (٢)
استروئید (٢)
international organizations (٢)
تاریخچه جاسوسی (٢)
جنگ فرانسه (۱)
جنگ نفت (۱)
ایده ئولوژی (۱)
هفت ایمیل مفید (۱)
کتاب hiv (۱)
صوفی حقیقی (۱)
growing of ingos (۱)
نقشه انگلستان (۱)
شهر قزوین (۱)
دزدان با چراغ (۱)
مصاحبه سایت بلوچ آکادمیست (۱)
سنگنبشته های ایران باستان (۱)
پدر آنارشیسم (۱)
نافرمانی مسالمت آمیز (۱)
مارشال ژوکف (۱)
سید میرشریف (۱)
پدر شعر پارسی (۱)
واقعگرائی (۱)
صرف و نحو (۱)
معنی کلمات پدر مادر (۱)
معنی کلمه مرد زن پسر دختر (۱)
معنی ایاب و ذهاب (۱)
تصرف بوشهر به دست انگلیسی ها (۱)
جداکردن هرات از ایران (۱)
مصاحبه با دکتر طاهری (۱)
پوزش از خوانندگان وبلاگ (۱)
تلویزیونهای غیر دولتی (۱)
خودروساز پارسی هند (۱)
اعدام هویدا (۱)
نیروهای محمود افغان (۱)
رئیس جمهور کرزای (۱)
افغانستان سرزمین ترور (۱)
صلح با طالبان (۱)
شهادت برهان الدین ربانی (۱)
سوره نساء آیه 107 (۱)
سوره احزاب آیه 18 (۱)
سوره طور آیه 32 (۱)
حلم در قرآن (۱)
موشک اس 300 (۱)
عشق خداوند به بندگانش (۱)
سوره ای مانند آن بیاورید (۱)
تفسیر آیه 32 سوره مائده (۱)
دعای کوتاه (۱)
پیوستن مخالفین به دولت افغانستان (۱)
حکومت از دیدگاه امامان معصوم (۱)
معرفت دینی لیلة القدر (۱)
سیره عملی و اخلاقی علما (۱)
اندیشه سیاسى ابوریحان بیرونى (۱)
فـــرار از تـــاریخ افغــانســـتان (۱)
10 اصل در صفات خداوند (۱)
آراء فارابی (۱)
فیلسوف ایرن زمین (۱)
آراء ابن سینا (۱)
ingos literature (۱)
طیف سیاسی (۱)
هند و پاکستان (۱)
تعریف امنیت (۱)
functions (۱)
opinion (۱)
زندگی رودکی (۱)
وزیر دادگستری فرانسه (۱)
صلح عادلانه (۱)
طاهر ذوالیمینین (۱)
رهنمودسیاسی (۱)
مهاجرت لهستانیها (۱)
ارسطو معلم فلسفه (۱)
تاریخ سرخپوستان (۱)
زیباشناسی (۱)
اردشیر پاپکان (۱)
ارباب رجوع (۱)
فقه شیعه (۱)
پراکندگی (۱)
religious (۱)
فیلسوف ایرانی (۱)
صدام حسین (۱)
گلستان سعدی (۱)
بررسی (۱)
بمب افکن (۱)
مسائل سیاسی (۱)
ادبیات مدرن (۱)
استادان (۱)
کشف حجاب (۱)
ادیب (۱)
داریوش بزرگ (۱)
عثمانی (۱)
definition (۱)
روشنائی (۱)
یاد ایام (۱)
استروئیدها (۱)
نفتکش ها (۱)
issues (۱)
uneven world (۱)
علامه جزایری (۱)
آیت الله علی بابائی (۱)
بهاءالدین (۱)
کتاب سازمانهای بین المللی (۱)
مسائل محیطی (۱)
موانع و چالشها در ایران (۱)
فیلسوف غرب (۱)
دنیای کنونی (۱)
ingo (۱)
تزریقی (۱)
سوستانون (۱)
سوماتروتروپین (۱)
استروئیدهای خوراکی (۱)
رابرت مرداک (۱)
القاب علمی (۱)
بیماری قولنج (۱)
شاپور ساسانی (۱)
دیانابول (۱)
معبد آناهید (۱)
فلسفه تاریخ (۱)
third world (۱)
جان ملکم (۱)
نظریه پردازی سیاسی (۱)
ارتش کمبوجیه (۱)
آقاخان محلاتی (۱)
هرمز دوم (۱)
رئیس جمهور عراق (۱)
فلسفه پیشرفت (۱)
peacebuilding (۱)
ingos (۱)
شبه جزیره کره (۱)
بازرگانان ایرانی (۱)
حکومت عرب (۱)
روشنفکر سیاسی (۱)
تصرف کویت (۱)
رویداد ناتمام (۱)
نخستین بمب اتمی (۱)
glance (۱)
مارکسیست (۱)
فلسفه افلاطون (۱)
شیخ کلینی (۱)
هانا آرنت (۱)
رساله صد پند (۱)
ابوریحان بیرونی (۱)
تکریم (۱)
strategy (۱)
important (۱)
سازمان غیر دولتی (۱)
احمدشاه (۱)
عملیات نظامی (۱)
مکتب فرانکفورت (۱)
focus (۱)
شهادت امام حسین (۱)
برنامه تمرینی (۱)
شیخ طوسی (۱)
middle east (۱)
شیخ مرتضی انصاری (۱)
scientific (۱)
theories (۱)
موبدان (۱)
situation (۱)
perspective (۱)
قدرت های بزرگ (۱)
علل اهمیت (۱)
معضلات (۱)
persian poem (۱)
nezami ganjavi (۱)
توماس هابز (۱)
sufism (۱)
mawlawi (۱)
mathnawi (۱)
مصاحبه (۱)
گاندی (۱)
قزوین (۱)
ساسانی (۱)
امنیت (۱)
گمشده (۱)
ترکیه (۱)
طالبان (۱)
شیخ مفید (۱)
شیخ صدوق (۱)
انسان (۱)
اسرائیل (۱)
کتاب (۱)
غرب (۱)
فمنیسم (۱)
دین (۱)
تاریخ (۱)
سیاسی (۱)
persian (۱)
شخصیت (۱)
کنکور (۱)
نظرات (۱)
بهینه سازی (۱)
کودتا (۱)
قیام (۱)
human rights (۱)
جنگ جهانی دوم (۱)
آلودگی (۱)
سقراط (۱)
دانشمندان (۱)
بغداد (۱)
مهارت (۱)
ارسطو (۱)
پاکستان (۱)
عبید زاکانی (۱)
جایزه نوبل (۱)
محیط (۱)
کانت (۱)
تست زنی (۱)
اسکندر (۱)
هیروشیما (۱)
دانشمند (۱)
literature (۱)
انتخابات آمریکا (۱)
رکسانا (۱)
شوپنهاور (۱)
ماراتن (۱)
صرفه جوئی (۱)
برلین (۱)
پازارگاد (۱)
جنگ جهانی اول (۱)
راهکارها (۱)
ناگفته ها (۱)
کشمیر (۱)
مصر (۱)
واقعیت (۱)
قاب عکس (۱)
رمانتیک (۱)
پارسی (۱)
اختلاف (۱)
کنفسیوس (۱)
رضا خان (۱)
مصرف (۱)
تاجگذاری (۱)
یعقوب لیث (۱)
رودکی (۱)
تاریکی (۱)
development (۱)
یونان (۱)
انگلستان (۱)
بایدها (۱)
امنیتی (۱)
آرشیو مطالب
نویسندگان
آمار و امكانات
تعداد بازدیدها :
افراد آنلاین :
لینك دوستان
صفحات جانبی
آخرین مطالب ارسالی

10 اصل در صفات خداوند
ارسال شده توسط Ahmad Reza Babaei در ساعت ٢:۳۸ ‎ق.ظ

اصل اول - از آنجا که ذات خداوند حقیقتى غیر متناهى است و مثل و نظیرى ندارد، انسان راهى به درک کنه ذات خداوند نخواهد داشت، در عین حال مى‏ توان او را از طریق صفات جمال و جلال شناخت. مقصود از صفات جمال، صفاتى است که نشان دهنده کمال وجودى خداوند است، مانند علم، قدرت، حیات، اختیار و نظایر آن.
مقصود از صفات جلال نیز صفاتى است که خدا اجل و برتر از آن است که به آنها وصف شود، زیرا این صفات نشانه نقص و کاستى، و عجز و ناتوانى موصوف است، و خداى متعال، غنى مطلق و منزه از هر نقص و عیب است. جسمانیت، داشتن مکان، قرار گرفتن در زمان،ترکیب و امثال آن.از جمله این گونه صفات است.گاه از این دو نوع صفات، به ثبوتى و سلبى نیز تعبیر مى‏ شود، که مقصود از هر دو یک چیز است.
اصل دوم
در بحث ‏شناخت ‏یادآور شدیم که راه هاى عمده شناخت‏ حقایق، حس، عقل و وحى است.براى شناخت صفات جلال و جمال الهى نیز مى‏توان از این دو راه بهره گرفت.
1. راه عقل: مطالعه جهان آفرینش و اسرار و رموز نهفته در آن، که همگى مخلوق خداوند است، ما را به کمالات وجودى خدا رهبرى مى‏ کند. آیا مى‏ توان تصور کرد بناى کاخ عظیم خلقت، بدون دانایى و توانایى و اختیار بر افراشته شده باشد؟! قرآن مجید براى تایید حکم عقل در این باره، به مطالعه آیات تکوینى در قلمرو آفاق و انفس دعوت مى‏ کند، چنانکه مى‏ فرماید:
‹‹قل انظروا ما ذا فی السموات و الارض›› (یونس/101): بگو دیدگان خود را باز کنید و ببینید در آسمانها و زمین چه حقایقى وجود دارد؟
البته در مطالعه جهان طبیعت، عقل این راه را به کمک حس مى ‏پیماید. بدینگونه که، ابتدا حس موضوع را به صورت شگفت درک مى ‏کند، آنگاه عقل شگفتى مخلوق را نشانه عظمت و جمال خالق مى‏ گیرد.
2. راه وحى: آنگاه که دلایل قطعى، نبوت و وحى را اثبات کرد، و روشن شد که کتاب و گفتار پیامبر همگى از جانب خدا است، طبعا آنچه در کتاب و سنت آمده مى‏تواند راهگشاى بشر در شناخت صفات خدا باشد. در این دو مرجع، خدا به برترین صفات وصف شده، و در این زمینه کافى است ‏بدانیم که در قرآن 135 اسم و صفت ‏براى خدا بیان گردیده است که به یک مورد مهم بسنده مى‏ کنیم:
‹‹هو الذی لا اله الا هو الملک القدوس السلام المؤمن المهیمن العزیز الجبار المتکبر سبحان الله عما یشرکون، هو الله الخالق البارئ المصور له الاسماء الحسنى یسبح له ما فی السموات‏و الارض و هو العزیز الحکیم›› (حشر/22-24).
«او است‏ خدایى که جز او خدایى نیست; فرمانرواى منزه از نقص، ایمنى بخش، رقیب و نگهبان، قدرتمند، عظیم الشان و شایسته تعظیم. منزه است‏خدا از آنچه براى او شریک قرار مى‏دهند. اوست آفریدگار صورتگر، براى او است نامهاى نیکوتر، آنچه در آسمانها و زمین است او را تسبیح مى‏ گویند، و او است قدرتمند و حکیم‏».
در اینجا باید یادآور شویم، کسانى که از بحث درباره شناخت صفات خدا سر باز مى ‏زنند در حقیقت گروه «معطله‏» مى ‏باشند، زیرا انسان را از معارف بلندى که عقل و وحى به آن هدایت مى‏کند محروم مى‏ سازند، و اگر بحث و گفتگو درباره این گونه از معارف ممنوع بود، ذکر این همه صفات در قرآن و امر به تدبر در آنها لزومى نداشت.

مکتب فرانکفورت
ارسال شده توسط Ahmad Reza Babaei در ساعت ٤:٢٢ ‎ق.ظ

مکتب فرانکفورت (به آلمانی: Frankfurter Schule) در رابطه با نظریه انتقادی، نام مکتبی آلمانی است که در دهه ۱۹۳۰ (میلادی) توسط ماکس هورکهایمر در قالب یک انجمن پژوهش‌های اجتماعی در فرانکفورت تأسیس شد. عمده فعالیت این مکتب در زمینه‌های مربوط به فلسفه علوم اجتماعی، جامعه‌شناسی و نظریهٔ اجتماعی نئومارکسیستی است.
در تاریخ ۲۲ ژوئن ۱۹۲۴ در شهر فرانکفورت آلمان (کنار رودخانه ماین)، انستیتوی تحقیقات اجتماعی - فرهنگی مستقل از دانشگاه گشایش یافت. این مؤسسه تحقیقاتی، اشتهار خود را مدیون جنبش اعتراضی دانشجوئی دهه ۱۹۶۰ میلادی می‌باشد که غیر مستقیم از نظرات مارکس و نگرش انتقادی این مؤسسه (مکتب فرانکفورت) نشأت می‌گرفت. این مؤسسه تحقیقات خود را بر پایه بینش مارکس و فروید از منظر اجتماعی- فلسفی در جوامع سرمایه داری، آغاز و گسترش آن را نقد و بررسی می‌نمود. یکی از معروفترین تألیفات آن به نام «دیالکتیک روشنگری» اثر ماکس هورکهایمر که سالها مدیریت مکتب را به عهده داشت و همکارش تئودور آدورنو، می‌باشد.

پس از گذشت نه سال از تأسیس، مکتب فرانکفورت به دلیل داشتن عقاید مارکسیستی و اعضای یهودی مذهب آن، مجبور به مهاجرت به ژنو (۱۹۳۳/۱۹۳۴) و سپس به آمریکا شد. در سال ۱۹۵۰ میلادی مجددأ به فرانکفورت نقل مکان کرد. طرفداران نسل اول این مکتب عبارت‌اند از: هورکهایمر- آدورنو- اریش فروم- هربرت مارکوزه- فرانس نویمان - والتر بنیامین.

 

 

فـــرار از تـــاریخ افغــانســـتان
ارسال شده توسط Ahmad Reza Babaei در ساعت ۱٠:٥٢ ‎ب.ظ

جعل و دستکاریهای تاریخ همواره بخشی از دسیسه های زمامداران افغانستان در مدت بیش از دوصد و شصت سال گذشته بوده است. این زمامداران نه تنها حقیقتهای تلخ مربوط به عملکردهای شرم آور خود را کتمان کرده اند، بلکه شاهکاریها و دستاوردهای نخبگان و شخصیتهای علمی-سیاسی این سرزمین که به مزاخ سیاستمداران حاکم جور در نمیامده است، را نیز از صفحات تاریخ حذف و به جای آن شخصیتهای تخیلی و نیک کرداریهای دروغین را جا زده اند.

ازین دسته شخصیتهای دروغین، تاریخ معاصر افغانستان، نمونه های زیادی دارد که مردم خوش ندارند در مورد شان آزادانه بحث کنند، که مشهورترین آنها شخصیت تخیلی موسوم به ملالی میوند است که گفته میشود در جنگ دوم انگلیس-افغان زمانیکه نیروهای جنگی سردار محمد ایوب خان در دشت میوند شکست خوردند، دوشیزه ملالی میوند وارد میدان جنگ شد و در آنجا شعرها سرود و اشعار وی باعث شکست انگلیس شد که این افسانه نه تنها حقیقت ندارد، بلکه خلاف سنتهای است که حتی تا امروز در افغانستان پا برجاست. چون در جای که حتی در قرن بیست و یکم زنها اجازه بیرون شدن از خانه را ندارند، چگونه در میدان نبرد، آنهم یک دوشیزه جوان، رفت، جنگید، شعر سرود و سپاه شکست خورده سردار ایوب خان را دوباره سامان داد و آنها را به پیروزی رساند؟ این دسته افواهات تاریخی برای مدتهای زیادی حقیقت نمائی میکردند که امروزه با روشن شدن اذهان عامه و بلند رفتن سطح آگهی مردم راهی برای شخصیت سازی کاذب و جعل کاری تاریخ باقی نمانده است، اما را های زیادی برای گریز از عملکردهای شرم آور هنوز باز گذاشته شده است که بدون شک پایان آن بن بست بیش نخواهد بود.

اندیشه سیاسى ابوریحان بیرونى
ارسال شده توسط Ahmad Reza Babaei در ساعت ٢:٤٦ ‎ق.ظ

دیدگاه هاى اجتماعى ابو ریحان بیرونى

ابو ریحان محمد بن احمد بیرونى خوارزمى، از بزرگترین دانشمندان ایرانى، به گفته بیشتر کسانى که درباره او به تحقیق پرداخته ‏اند در سال 362 ق. برابر با 973م. در خوارزم و در خانواده ‏اى گمنام چشم به جهان گشود. از دوران کودکى و نوجوانى او اطلاع چندانى در دست نیست تا بتوان عوامل مؤثر در کیفیت‏ شکل‏گیرى تفکر وى را شناخت. تنها سخنى که راجع به دوران نوجوانى وى مى‏توان گفت مطلبى است که خود در کتاب الصیدنه مى‏گوید: «از همان دوره نوجوانى، به سبب علاقه‏مندى فراوان در دانش‏اندوزى، بر حسب سن و حال، در نهاد خود حظى یافته‏ام و یک شاهد در این مورد بسنده است که یک رومى در سرزمین ما اقامت گزید و من دانه‏ها و تخمها و میوه‏ها و گیاهان و جز اینها را مى ‏آوردم و نامهاى آنها راء;55(( در زبان او، از وى مى‏پرسیدم و مى‏نوشتم‏». همچنین وى از تاثیر بسزاى یکى از ریاضیدانان و منجمان بزرگ ایرانى به نام «ابو نصر منصور بن على بن عراق‏» سخن به میان آورده، که بى‏گمان در شکل‏گیرى اندیشه علمى وى مؤثر بوده است: «پس خانواده عراق از شیرشان مرا تغذیه کردند [کنایه از اینکه بسیار نیکى کردند] و منصور آنها همانند نگهدارى از نهال از من مراقبت کرد».
استاد دیگر او در رشته حکمت و علوم عقلى «عبد الصمد اول‏» بود که سلطان محمود غزنوى پس از چیرگى بر خوارزم در سال 408ق. او را به اتهام باطنى گرى و الحاد به قتل رسانید و قصد داشت‏بیرونى را هم با همان اتهام به استادش ملحق کند، ولى وقتى به او گفته شد که وى سرآمد آن عصر در علم نجوم است و پادشاهان از کسى مانند او بى‏نیاز نیستند، به این دلیل سلطان از قتل او منصرف شد و او را با خود به هندوستان برد. بیرونى از سال 408 تا 421ق. همراه سلطان محمود غزنوى بوده و در مدت اقامت‏سیزده ساله خود در هندوستان توانست زبان سانسکریت را بیاموزد و تحقیقات گسترده‏اى را در باب آداب و رسوم، عقاید و فرهنگ و دیگر جنبه‏هاى علمى و فرهنگى هندوان انجام دهد. وى در همین زمان چندین کتاب را از زبان سانسکریت‏به عربى و بالعکس ترجمه نمود.

سیره عملی و اخلاقی علما
ارسال شده توسط Ahmad Reza Babaei در ساعت ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ

تحصیل و تدریس در معارف دین :
تعلیم و تعلم از محوری‎ترین برنامه‎های اساسی مکتب الهی اسلام است. نخستین نغمه‎های آسمانی وحی در اسلام بیان کننده ارزش قلم، آموزش علم و دانش و فراگیری آن است، که آن را یکی از نعمتهای پروردگار بر بشر معرفی می کند. « اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ ... اقْرَأْ وَ رَبُّکَ الْأَکْرَمُ الَّذِی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ»[1] بخوان به نام پروردگارت که عالم را خلق کرد،... بخوان در حالی که پروردگارت بخشنده است، او که به وسیله قلم به بشر تعلیم داد.» امر آموزش در قرآن کریم یکی از اهداف بعثت انبیاء معرفی شده است: «وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ»[2] خداوند رسولی از میان شما برایتان فرستاد تا کتاب و حکمت به شما بیاموزد».
از نظر اسلام علم آموزی و تعلیم آن نه تنها امری پسندیده است بلکه از واجبات دین به شمار می رود. امام صادق(ع) فرمودند: «طلب العلم فریضه علی کل مسلم...»[3] فرا گیری دانش بر هر مسلمان امری واجب است . و این وجوب تحصیل علم و لزوم تعلیم آن بر دانشمندان محدود به زمان و مکان خاصی نیست از اینرو امیرمؤمنان (ع) فرمودند : «اطلبوا العلم ولو بالصیّن»[4] شما دنبال دانش بروید و لو اینکه در دورترین نقاط همچون چین بدست آید .» و «طلب العلم فریضه علی کل حال»[5]در هر زمان و موقعیتی فراگیری علم واجب است (امام صادق(ع) ).
در این میان آن علمی که بر تحصیل و تعلیم آن تأکید بیشتری شده است به حدی که بر مسلمین واجب شده که از هر قومی عده ای برای فراگیری آن هجرت کرده ، همه سختیها را تحمل نمایند و سپس به میان قوم خود برگشته به تعلیم دیگران بپردازند علوم و معارف دین است خداوند در قرآن کریم می فرماید «فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَهٍ طائِفَهٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ»[6] چرا از میان هر قومی از شما گروهی کوچ نمی کنند تا با تفقه در دین و آموختن معارف آن به میان قوم خود برگشته و آنها را انذار نمایند».
در عصر حضور ، ائمه (ع)بر تعلیم علوم دین و پرورش عالمان دین تأکید فروان داشتند و در عصر غیبت نیز علماء ربانی با تحمل تمام سختی ها و فشار ها، گاه با پیمودن فرسنگ ها راه و کشیدن مشقتهای طاقت فرسا همان راه را ادامه داده و با آموختن علوم دین و بسط و گسترش آن از این میراث گرانبها به خوبی پاسداری نموده و خود به درجات عالیه‎ای از علم و معرفت دست یافتند.»[7]


تحصیل و تدریس در کلام بزرگان
حضرت امام خمینی (ره)
«باید چه طبقه جوان، روحانی، و چه دانشگاهی ، با کمال جدیت به تحصیل علم هریک در محیط خود ادامه دهند. این زمزمه‎ی بسیار ناراحت کننده که اخیراً بین بعضی جوانان شایع شده که درس خواندن چه فایده ای دارد مطلبی است انحرافی و مطمئنأ یا از روی جهالت و بی خبری است و یا با سوء نیت و از القائات طاغوتی شیطانی است که می خواهند طلاب علوم دینی را از علوم اسلامی باز دارند... . اگر علوم اسلامی مردانی متخصص نداشت تا کنون آثار دیانت محو شده بود و اگر پس از این نداشته باشد این سد عظیم مقابل اجانب منهدم می شود و راه برای استثمار گران هر چه بیشتر باز می شود و اگر دانشگاهها خالی از مردانی دانشمند و متخصص شوند اجانب منفعت طلب چون سرطان در تمام کشور ریشه دوانده و زمام امور اقتصادی و علمی ما را به دست می گیرد و سر پرستی می کنند .»[8]
شهید ثانی (ره):
باید معلم و شاگرد در اشتغالات علمی ـ اعم از خواندن، مباحثه، تدبر و... همواره ساعی و کوشا باشند و ملازمت و همبستگی خود را در اشتغالات علمی استمرار دهند اشتغالاتی که مطلوب است و سرمایه زندگی آنها را فراهم می سازد آنها نباید حتی الامکان خویشتن را با مسائلی سرگرم سازند که با علم و دانش ارتباط و پیوندی ندارد ، نباید در کنار علم به امور دنیوی به عنوان دل مشغولی بپردازند ، در صورت لزوم ، باید اشتغالات غیر علمی آنها در حد ضرورت باشد ».[9]
آیت الله سید حسن نجفی قوچانی(ره): ایشان درباره قصد تحصیل یک طلبه اینگونه می نویسد ( طلبه باید درس را لله بخواند و برای دستگیری و هدایت و ارشاد جهال درس بخواند ، که بندگان خدا را از ورطه جهالت و ضلالت برهاند ، که خدا چنین طلبه را دوست خواهد داشت»[10]

معرفت دینی لیلة القدر
ارسال شده توسط Ahmad Reza Babaei در ساعت ۳:٠٩ ‎ق.ظ

 

بسم الله الرحمن الرحیم

حرکتهاى بزرگ تاریخى بیش از هر چیز مدیون شخصیتهاى برجسته اى است که با نفوذ خود بر افکار و اندیشه هاى ملت ها تحولات عمیقى را در جامعه بشرى ایجاد کرده اند. آنان همچون انبیاى عظام و اولیاى الهى علاوه بر پایه گذارى تحولات و نهضتهاى فرهنگى شخصا براى تغییر وضع موجود و جایگزینى نظام مطلوب وارد میدان شده و ماندگارترین تحولات اجتماعى را آفریده اند. پدیده انقلاب اسلامى و نهضت امام خمینى (س ) نیز از همین منظر قابل شناسایى است ، چه این انقلاب با رهبرى منحصر به فرد خود توانست مبداء تحولات بنیادین در حیات سیاسى ، اجتماعى و فرهنگى ملت ایران و سر آغاز بسیارى از جنبشها و حرکتهاى تحول زا در جوامع اسلامى شود.

مجموعه حاضر بانگاهى جدید به نظریه هاى انقلاب که با بسیارى از نظریات اندیشمندان علوم اجتماعى و سیاسى جهان تفاوت دارد، به بررسى ویژگیهاى نگرش امام (س ) در خصوص انقلاب و تغییر و تحول اجتماعى پرداخته است تا از این رهگذر چراغى فرا روى دانش پژوهان اندیشه هاى جامعه شناحتى آن منوی معرفت دینی (فهرست موضوعی)حضرت قرار دهد.
از آنجا که تحول اجتماعى مجموعه اى از تغییرها در عملکردهاى یک جامعه محسوب مى شود - که جز از منظرى رفیع قابل مشاهده نیست - دگرگونى جوامع بطور عمده با مفهوم تغییر اجتماعى ، که لزوما یک پدیده جمعى است ، مورد بررسى قرار مى گیرد. تغییر اجتماعى ، شرایط و شکل زندگى یا زمینه فکرى و روحى بخش وسیعى از یک جامعه را دگرگون سازد؛ به طورى که مى توان بین چند مقطع زمانى ، مجموعه تغییرات یا نتایج آنها را مشخص نمود. بر همین اساس کوهن (1) در کتاب خود دگرگونیهاى حاصل شده از فرآیند انقلاب را در تغییر ترکیب طبقاتى نخبگان ، نهادهاى سیاسى و دگرگون شدن وظایف و ساختار اجتماعى آنها دانسته است .

ضرورت حکومت از دیدگاه امامان معصوم
ارسال شده توسط Ahmad Reza Babaei در ساعت ۱:٠۱ ‎ق.ظ

امامان معصوم ع وجود حاکمی را که رهبری اجتماع را به عهده گیرد و جامعه را از هرج و مرج و اختلالهای مضر به حیات اجتماعی نجات دهد یک امر لازم و طبیعی می دانندو بر ضرورت حکومت در جامعه اگر چه حکومت ایده آل اسلامی هم نباشد تاکید کرده اند.
حضرت علی ع می فرماید : و انه لا بد للناس من امیر بر او فاجر... ( نهج البلاغه خطبه ۴۰ ص ۱۲۵و۱۲۶) وجود حاکم و زمامدار برای مردم ضروری است چه حاکم نیکو کار و چه بد کار ...
سیره پیشوایان دین در تشکیل حکومت :
پیامبر گرامی ص پس از ابلاغ رسالت خویش به منظور اجرای قوانین و دستورات نجات بخش الهی حکومت تاسیس کرد و خود در راس حکومت زمام امور جامعه اسلامی را به دست گرفت . سپس اقدامات اساسی و حیاتی حکومتی را به اجرا گذاشت از جمله : به مناطق مختلف اسلامی حاکم اعزام و قضات را برای داوری نصب نمود سفرایی به نزد روسای قبایل و پادشاهان گسیل داشت و به جمع آوری مالیات و سر و سامان دادن به وضع اقتصادی پرداخت. ( ولایت فقیه حضرت امام خمینی ره ص۲۵)
بعد از اتمام دوران رسالت ختمی مرتبت ائمه معصومین ع نیز هر کدام به نوبه خود و شیوه متناسب با زمان خودشان بی وقفه برای ایجاد حکومت در جامعه تلاش کردند که بعنوان نمونه به دوران حکومت حضرت علی ع و امام مجتبی ع می توان اشاره کرد. البته بیشتر آنان به دلیل عدم آگاهی سیاسی مردم و نیز سلطه دشمنان موفق به تشکیل حکومت نشدند.
حاکمیت ارزشهاى اسلامى
الذین ان مکناهم فى الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزکوة و امرو ا بالمعروف و نهوا عن المنکر و لله عاقبة الامور (حج: 41)
مؤمنان کسانى‏اند که هرگاه قدرتى در زمین کسب نمایند ، نماز را به پا مى‏دارند و زکات مى‏دهند و امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنند و پایان ‏امور براى‏ خداست.

بازگشایی دفتر سیاسی طالبان در قطر، ورود هیئات حزب اسلامی حکمتیار به کابل، تقریبا سطر اول و درشت تمام میدیاها را به خود اختصاص داده است. موضع گیری های متفاوت به طور داغ بین حلقات بیرون مرزی در سایت ها بازار گرم دارد، تلویزیون مربوط به مسکینیار و عمر خطاب غالبابه کانون تبصره این سیاسیون مبدل گردیده است.

عده ای از پیویستن حزب اسلامی حکمتیار نظر به سابقه اش نگرانی های را ابراز می کنند. با مسؤلیت و بی مسؤلیت ظاهر شدن این گروها را به شمول شاخه ی حقانی در صحنه سیاست افغانستان مخالفت شدید خود را اظهار می دارند و مدعی اند که راکت باران کابل و کوچ اجباری شهریان کابل را از ترس خمپاره های کور و بی هدف حکمتیار که از چهار آسیاب منحیث شخص دوم مملکت صورت می گرفت به یاد دارند و از آن خاطره سیاهی به رنگ لنگوته ای حکمتیاردر ذهن های شا ن متنفرند. دلهره دارند که باز این لنگوته سیاهی ... قلب بر سر این ملت بی دفاع چه خواهد آورد؟

ترکی الفیصل رییس استخبارات سابق عربستان سعودی حکمتیار را شخص مرموز، غیر قابل اطمینان تعریف میدارد. او استدلال میکند که (حکمتیار در زمان حکومت استاد ربانی در سالهای1372 به بهانه بودن نیرویهای جنرال عبدالرشید دوستم فرماندار شمال افغانستان در کنار دولت وقت نیمۀ کابل را ظالمانه خراب ساخت، وقتی که دوستم میانه اش با استاد ربانی تیره شد حکمتیار برای به دست آوردن حق و حقوق جنرال دوستم بهانه ای تراشید ونیمۀ کابل را نیز به آتش کشاند و او در یک روز به هزاران راکت را در کابل فیر هفتاد هزار کشته را بجا گذاشت) به یقین که او وابسته و مقید به هیچ موازن نیست زیرا در نیمۀ سال 1358 با حفیظ الله امین رییس جمهور وقت تصمیم داشت حکومت ائتلافی را بسازد، با شهنواز تنی وزیر دفاع وقت همدست شد و کودتای را انجام داد که حکمتیار تنها یک هدف دارد مانند ماکیاولستی ها با توسل به هر وصیله ای نیل به هدف و اکنون سوال اینجاست که او مخالف حضور نیرو های ناتو در افغانستان است و حکومت کرزی را دست نشانده بیگانگان میداند، با تمایل طالبان به مذاکره حکمتیار با شتاب و عجله هیات را تحت ریاست قطب الدین هلال به کابل میفرستد و تمام موازن دیروزش را زیر پا میگذارد دیده شود که دیگر چه پلان را در سر میپروراند.

او جنون قدرت دارد تا زمانیکه بر اریکه قدرت تکیه نزند آرام نمی نشیند و پنج سال حاکمیت سخت گیرانه ی طالبان مخصوصا موضع گیری آنها در قبال حقوق زنان و مدیا و اعمال خشونت بار بالای مردم و حاکمیت استبدادی که آنها به وجود آوردند که از لحاظ جهالت بی نظیر بود و نمونه او را تاریخ به حافظه ای خود ندارد و مو را بر اندام مردم افغانستان حامیان حقوق بشر، دموکراسی و حقوق زن راست نموده است، زیرا مردم افغانستان خاطرات تلخ و وحشتناکی از آن دارد، اعمال نا بخردانه آنها که با ترور های زنجیره وی با واسکت های تعبیه شده از ماین شخصیت های ملی را در اماکن مقدسه، روزهای فاتحه در مساجد شریف دیگر پرده از چهره ی سفاک و خونریز این گروه ها گرفته شده که به تازگی در مراسم مذهبی عاشورا به مناسبت سوگواری از سالار شهداء جگر گوشه رحمت للعالمین حضرت محمد مصطفی (ص) سردار جوانان بهشتی اباعبد الله الحسین علیه السلام در زیارت ابولفضل العباس علیه السلام در کابل که سبب قتل و شهادت صد ها تن از زنان و مردان زائر گردید یکبار دیگر حادثه ای غم انگیز کربلا را در خاطره ها تداعی نموده اند، که مردم با ورود این گروها نا راضی اند و از این رو در آرایش قوه های برای مقابله با آنان در حالت شکل گرفتن است که به یقین تحرکات آمادگی ها در وجود ائتلاف ها عملا وجود دارد.