مرحوم طبرسى در تفسیر خود مجمع البیان گفته است کلمه : (اءجل ) (با فتحه همزه و سکون جیم ) در لغت به معناى جنایت است .
و راغب در مفردات گفته : کلمه (اءجل ) به معناى جنایتى است که خوف آن رود که در بلند مدت رخ بدهد، پس هر (اءجلى ) جنایت هست ولى هر جنایتى (اءجل ) نیست ، مثلا گفته مى شود (فعلت ذلک من اجله من این کار را به خاطر او انجام دادم ) و این کلمه بتدریج در معناى غیر لغویش یعنى در تعلیل استعمال شد، وقتى گفته مى شود: (فعلته من اجل کذا) معنایش این است که : (من اگر این کار را کردم به علت فلان بود)، و خلاصه سبب عمل من فلان شى ء بود، و بعید نیست که استعمال کلمه مورد بحث در تعلیل نخست از اینجا شروع شده باشد که جرم و جنایتى رخ داده ، و ما فوق مجرم را تنبیه کرده و گفته است : (اساء فلان و من اجل ذلک ادبته بالضرب فلانى کار زشتى کرد و از این جهت من او را با کتک تادیب کردم )، که در حقیقت خواسته است بگوید: کتک زدن من ناشى بود از جنایت و جرمى که آن جرم وى را آلوده ساخت ، و یا او خود را با آن جرم آلوده ساخت ، سپس بتدریج یکسره به عنوان تعلیل استعمال شده ، چنین گفتند: (ازورک من اجل حیى لک و لاجل حبى لک منشا اینکه تو را زیارت کردم محبتى است که به تو دارم و به علت محبتم نسبت به تو بوده است.
ادامه مطلب ...
