شرح حال و زندگینامه میرزا محمد اخباری

ابواحمد جمال‌الدین‌ بن عبدالنبى‌ بن‌ عبدالصانع‌ نیشابوری استرابادی (1178-1232‌)، معروف به میرزا محمد اَخباری، فقیه‌، محدث‌ و از پایه‌گذاران‌ مکتب‌ اخباریه‌ بوده است.

او با اصولیون سر سازگاری نداشت و کتابهای متعددی در رد روش آنان نوشت. مخالفت‏هایش با اصولیون و از جمله وحید بهبهانی باعث شد عراق را به قصد تهران ترک کند. او در تهران مورد تکریم فتحعلی ‏شاه قاجار قرار گرفت. گویا او در مدت اقامت‏اش در تهران، کراماتی را از خود بروز داده است و از این رو او را سید محمد صاحب کرامات می‏خوانده‏ اند. از جمله کرامات او چله‏ نشینی‏ اش در حرم سیدالکریم به قصد آوردن سر پاول سیسیانوف (سردار روس) برای شاه، و خبر دادن از روز وفات‏اش و ... بوده است.

مخالفت‏های علمای اصولی با او، به ویژه کتابی که کاشف الغطاء در رد اخباریه نوشت و برای شاه فرستاد، باعث شد تا شاه حمایتش را از سید محمد بردارد، لذا او تهران را به قصد کاظمین ترک کرد. علمای اصولی به این حد کفایت نکرده و حکم قتل او را نوشتند و مردم به خانه‏ اش ریخته و وی را به قتل رساندند.

لطفا به ادامه مطلب بروید


نسب

درباره نسب‌ او اختلاف‌ بسیار است‌، یکى‌ از نوادگان‌ وی به‌ نام‌ ابراهیم‌ بن‌ میرزا احمد، در مقدمه کتاب‌ ایقاظ النبیة[۱]، میرزا محمد را از سادات‌ رضوی دانسته‌، و نسبش‌ را به‌ حسین‌ پسر موسى‌ المبرقع‌ از فرزندان‌ امام‌ جواد (ع‌) رسانده‌ است‌[۲]. در جایى‌ نیز به‌ نقل‌ از کتاب‌ ضیاء المتقین‌ میرزا محمد، نسب‌ او به‌ شمس‌ الدین‌ محمد جوینى‌ وزیر و صاحب‌ دیوان‌ رسانده‌ شده‌ است‌[۳]. شاید به‌ جهت‌ همین‌ اختلاف‌ است‌ که‌ برخى‌، سلسله‌ نسب‌ او را فقط تا عبدالصانع‌ بر مى‌شمارند[۴].
محل تولد

میرزا محمد در اکبرآباد[۵] یا فرّخ‌ آباد[۶] در سرزمین‌ هند، از مادری استرابادی[۷] متولد شد. تنکابنى‌[۸] او را از مردم‌ بحرین‌ دانسته‌ است‌.
خانواده

جدش‌ عبدالصانع‌ از مردم‌ استراباد و پدرش‌ عبدالنبى‌ مقیم‌ نیشابور بود که‌ بعدها به‌ هند مهاجرت‌ کرد[۹]. میرزا محمد یک‌ دختر و 3 پسر به‌ نامهای محمد، احمد و على‌ داشت‌ و دختر وی همسر ملا هادی سبزواری بود[۱۰]. با وجود تقابل‌ اندیشه‌ میان‌ او و مجتهدان‌ مشهور، همگان‌ کمابیش‌ به‌ فضل‌ و جامعیت‌ او در علوم‌ معقول‌ و منقول‌ اذعان‌ داشتند[۱۱].
تحصیلات و اساتید

میرزا محمد تحصیلات‌ مقدماتى‌ خود را در هندوستان‌ به‌ انجام‌ رسانید و در حدود 20 سالگى‌ برای گزاردن‌ حج‌، با خانواده‌ راهى‌ حجاز شد و در میانه راه‌، پدرش‌ را از دست‌ داد[۱۲]. پس‌ از اتمام‌ مناسک‌، راه‌ عراق‌ را در پیش‌ گرفت‌ و چندی در نجف‌ و سپس‌ در کربلا ماند و سرانجام‌ در کاظمین سکنى‌ گزید. در این‌ شهرها، محضر چند تن‌ از علمای برجسته‌، مانند آقا محمدعلى‌ بهبهانى‌، میرزا مهدی شهرستانى‌ و شیخ‌ موسى‌ بحرینى‌ را درک‌ کرد و دیری نپایید که‌ در علوم‌ معقول‌ و منقول‌ صاحب‌ بصیرت‌ شد. او در کنار علوم‌ متداول‌ دینى‌، در علوم‌ غریبه‌ از قبیل‌ طلسمات‌ و نیرنجات‌ و جفر و اعداد مطالعاتى‌ کرد و در بحث‌ و جدل‌ نیز مهارت‌ یافت‌[۱۳].
کرامات

در خلال سکونت میرزا محمد در تهران، کراماتى‌ از او در میان‌ عامه‌ شهرت‌ یافت‌، و او به‌ «صاحب‌ الکرامات‌» ملقب‌ شد[۱۴]. یکى‌ از کراماتى‌ که‌ به او منتسب‌ شد، داستان‌ پیشگویى‌ در خصوص‌ قتل‌ تسیتسیانف‌ فرمانده‌ سپاه‌ روسیه‌ در منطقه قفقاز بود: میرزا محمد به‌ فتحعلى‌ شاه‌ پیشنهاد کرد که‌ حاضر است‌ برای نابودی این‌ فرمانده‌ روسى‌ چله‌ بنشیند تا پس‌ از گذشت‌ 40 روز، سرِ تسیتسیانف‌ را برای شاه‌ بیاورند و در عوض‌، حکومت‌ قاجار متعهد گردد که‌ حقیقت‌ ماجرا را آشکار، و از اخباریگری حمایت‌ کند. به‌ دنبال‌ این‌ گفت‌وگو، میرزا محمد به‌ مزار حضرت‌ عبدالعظیم‌ در ری رفت‌ و در حجره‌ای در به‌ روی خود بست‌ و با اعمالى‌ خاص‌، چله‌ نشست‌[۱۵]. پس‌ از گذشت‌ 40 روز، سرِ سردار روس‌ توسط سواری به‌ درگاه‌ فتحعلى‌ شاه‌ آورده‌ شد.

بر زبانها چنان‌ بود که‌ میرزا محمد چند سالى‌ پیش‌ از کشته‌ شدنش‌ در رساله‌ای، تاریخ‌ کشته‌ شدن‌ خود را اینگونه‌ پیش‌ بینى‌ کرده‌ بود: «صدوق‌ غلب‌، صار تاریخنا»[۱۶] که‌ عبارت‌ «صدوق‌ غلب‌» به‌ حساب‌ ابجد 1232ق‌ (سال وفات‏اش) را نشان‌ مى‌دهد. حتى‌ برخى‌ مدعی‏اند که‌ او شب‌ قبل‌ از حادثه‌، به‌ صراحت‌ گفته‌ بود که‌ چند ساعتى‌ بیش‌، از زندگانى‌ وی باقى‌ نمانده‌ است‌[۱۷].
تقابل با اصولیان

از آنجا که‌ وی سلوک‌ اخباری را در پیش‌ گرفته‌ بود، با فقها و مجتهدان‌ اصولى‌ از جمله‌ شیخ‌ جعفر نجفى‌، سید على‌ طباطبایى‌، سید محمدباقر حجت‌الاسلام‌ اصفهانى‌ و محمدابراهیم‌ کلباسى‌، سخت‌ درگیر شد[۱۸].
ترک عراق

فشار اصولیان‌ سبب‌ شد تا میرزا محمد، عراق‌ را ترک‌ گوید و راهى‌ ایران‌ شود. وی مدتى‌ را در مشهد و دیگر شهرهای ایران‌ گذراند و با استقبال‌ دستگاه‌ حکومتى‌ فتحعلى‌ شاه‌، مدت‌ 4 سال‌ در تهران‌ اقامت‌ کرد[۱۹]. حضور او در تهران‌ مصادف‌ با شروع‌ دوره اول‌ جنگهای ایران‌ و روسیه‌ (1218- 1228ق‌) بوده‌ است‌. وی در تمام‌ این‌ مدت‌ مورد توجه‌ و احترام‌ شاه‌ قاجار بود و روزگار را به‌ تصنیف‌ و تدریس‌ مى‌گذرانید و از آنجا که‌ از او کراماتى‌ در میان‌ عامه‌ شهرت‌ یافت‌، به‌ «صاحب‌ الکرامات‌» ملقب‌ شد[۲۰].
ترک تهران

به‌ هر تقدیر با فشار و سعایت‌ رجال‌ متنفذ، شاه‌قاجار دست‌ از حمایت‌ میرزامحمد برداشت‌ و او را روانه عراق‌ کرد[۲۱]. میرزا محمد پس‌ از ترک‌ تهران‌ در کاظمین رحل‌ اقامت‌ افکند[۲۲]. در این‌ میان‌ نقش‌ علمای اصولى‌، به‌ ویژه‌ شیخ‌ جعفر نجفى‌ را که‌ کتابى‌ با عنوان‌ کشف‌ الغطاء در ذم‌ میرزا محمد تصنیف‌ کرد و برای شاه‌ فرستاد، نباید نادیده‌ گرفت‌[۲۳].
صدور حکم قتل

او پس از اقامت در کاظمین باز از ابراز مخالفت‌ علنى‌ با اصولیان‌ - چه‌ در گفتار و چه‌ در نوشتار - خودداری نکرد و همین‌ امر سبب‌ شد که‌ حکم‌ قتل‌ او توسط علما و مجتهدان‌ بنام‌ آن‌ زمان‌، همچون‌ سیدمحمد مجاهد[۲۴]، شیخ‌ موسى‌، سید عبدالله‌ شبر و شیخ‌ اسدالله‌ کاظمینى‌[۲۵] صادر شود. البته‌ جنگ‌ قدرتى‌ که‌ میان‌ دو تن‌ از عوامل‌ حکومت‌ عثمانى‌ که‌ داعیه حکمرانى‌ بغداد را داشتند، یعنى‌ اسعد پاشا که‌ مصلحت‌ خویش‌ را در حمایت‌ از میرزا محمد مى‌دید، و داوود پاشا که‌ در صدد جلب‌ حمایت‌ علمای اصولى‌ و مجتهدان‌ بود، بر آتش‌ این‌ اختلاف‌ دامن‌ زد[۲۶].
به قتل رسیدن

در پى‌ صدور حکم‌ قتل‌ میرزامحمد، گروهى‌ به‌ خانه او هجوم‌ بردند و او را به‌ همراه‌ فرزندش‌ احمد و یکى‌ از شاگردانش‌ به‌ قتل‌ رساندند[۲۷]. پیکر میرزا محمد را با بستن‌ ریسمان‌ به‌ پای وی، در کوچه‌ و بازار گردانیدند[۲۸].
شاگردان

از جمله‌ شاگردان‌ او مى‌توان‌ این‌ کسان‌ را نام‌ برد:

    فتحعلى‌ خان‌ شیرازی[۲۹].
    محمد ابراهیم‌ بن‌ محمد على‌ طبسى‌[۳۰].
    محمدباقر بن‌ محمد على‌ لاری دشتى‌ که‌ الکلمات‌ الحقانیه را در شرح‌ کتاب‌ البرهانیه میرزا محمد تألیف‌ کرده‌ است‌[۳۱].
    محمدرضا بن‌ محمدجعفر دوانى‌[۳۲].
    محمد جواد سیاه‌پوش‌[۳۳].
    مصطفى‌ بن‌ اسماعیل‌ موسوی صاحب‌ اللوامع‌ المحمدیه‌[۳۴].
    عبدالصاحب‌ بن‌ محمد جعفر دوانى‌[۳۵].

انتسابش به صوفیه یا شیخیه

با آنکه‌ میرزا محمد ردیه‌هایى‌ بر عقاید صوفیه‌ نوشته‌ است‌، صاحب‌ بستان‌ السیاحة، در طریقت‌، سلسله او را به‌ طریقه «مهدیه‌» مى‌رساند[۳۶] که‌ البته‌ طریقه‌ای ناشناخته‌ است‌. برخى‌ دیگر نیز عقایدی نزدیک‌ به‌ عقیده عرفانى‌ شیخ‌ احمد احسایى‌ را بدو نسبت‌ داده‌اند و گفته میرزا محمد در کتاب‌ ومضة النور را شاهد آورده‌اند که‌ وی شیخ‌ احمد احسایى‌ را با تعبیر «استادنا فى‌ علم‌ الیقین‌ احمد بن‌ زین‌ الدین‌» ستوده‌ است‌[۳۷].
آثار

میرزامحمد، کتابهای متعددی نوشته‌ که‌ غالباً در فقه‌، کلام‌ و در دفاع‌ از تعالیم‌ اخباریه‌ و مخالفت‌ با تعالیم‌ اصولیان‌ است‌. نوشته‌های میرزا محمد، بالغ‌ بر 80 کتاب‌ و رساله‌ است‌ که‌ ابراهیم‌ بن‌ میرزا احمد مجموعاً 30 کتاب‌ و 56 رساله‌ و 2 دیوان‌ شعر او را فهرست‌ کرده‌ است‌[۳۸]. بیشتر آثار وی به‌ عربى‌، و برخى‌ نیز به‌ فارسى‌ است‌.
چاپى‌

    آیینه عباسى‌ در نمایش‌ حق‌ شناسى‌، که‌ به‌ نام‌ امالى‌ عباسى‌ نیز فهرست‌ شده‌ است‌. این‌ کتاب‌ به‌ فارسى‌ است‌ و به‌ دستور عباس‌ میرزا در رد عقاید یهود، نصاری و مجوس‌ و اثبات‌ نبوت‌ نوشته‌ شده‌ است‌[۳۹]. مشار از چاپ‌ کتاب‌ گزارش‌ کرده‌ است‌[۴۰].
    ایقاظ النبیة، در فقه‌ که‌ میرزا ابراهیم‌ از نوادگان‌ میرزا محمد آن‌ را تصحیح‌ کرده‌، و جزء اول‌ کتاب‌ را همراه‌ با مقدمه‌ای در 1356ق‌/1937م‌ در مصر به‌ چاپ‌ رسانده‌ است‌.
    دوائر العلوم‌، مؤلف‌ در این‌ کتاب‌ مطالب‌ خود را از دانشهای گوناگون‌ در دایره‌هایى‌ گرد آورده‌، و فهرست‌ آنها را در آغاز کتاب‌ یادآور شده‌ است‌. این‌ کتاب‌ که‌ نام‌ دیگر آن‌ تحفه الخاقان‌ است‌[۴۱]، در 1402ق‌ در قم به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌.
    البرهان‌ فى‌ التکلیف‌ و البیان‌، در بیان‌ تکلیف‌ و اسباب‌ آن‌ و تشیید مسلک‌ اخباری و رد مجتهدان‌ که‌ علی محمد باب آن‌ را حاشیه‌ کرده‌، و برخى‌ از مطالب‌ آن‌ را مورد اعتراض‌ قرار داده‌ است‌. به‌ این‌ اعتراضات‌، توسط یکى‌ از شاگردان‌ میرزامحمد به‌ نام‌ میرزا محمدباقر لاری دشتى‌ در الکلمات‌ الحقانیة که‌ شرحى‌ بر کتاب‌ البرهان‌ است‌، پاسخ‌ داده شده‌[۴۲]. البرهان‌ که‌ البرهانیه‌ نیز خوانده‌ شده‌، در 1341ق‌ در بغداد به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌.
    فتح‌ الباب‌، که‌ میرزا محمد آن‌ را برای یکى‌ از شاگردانش‌ به‌ نام‌ ملا عبدالحسین‌ تألیف‌ کرده‌ است‌[۴۳]. این‌ کتاب‌ در 1342ق‌ به‌ اهتمام‌ جمال‌ الدین‌ میرزا احمد اخباری به‌ چاپ‌ رسیده‌ است‌.
    مصادر الانوار فى‌ الاجتهاد و الاخبار، که‌ در 1341ق‌ در بغداد و در 1342ق‌ در نجف‌ انتشار یافته‌ است‌.

خطى‌

    اصول‌ دین‌ و فروع‌ آن‌، رساله‌ای است‌ در عقاید که‌ مؤلف‌ در آن‌ به‌ استدلال‌ نپرداخته‌ است‌. با توجه‌ به‌ وجود دو تحریر فارسى‌ و عربى‌ از این‌ کتاب‌، احتمال‌ مى‌رود که‌ میرزا محمد، این‌ کتاب‌ را به‌ دو زبان‌ فارسى‌ وعربى‌ نگاشته‌ باشد[۴۴].
    تحفه امین‌، یا درثمین‌. این‌ رساله‌ در پاسخ‌ 12 پرسش‌ محمد امین‌ خان‌ همدانى‌ نوشته‌ شده‌ است‌[۴۵].
    تحفه جهانبانى‌، این‌ کتاب‌ به‌ فارسى‌ و در اثبات‌ امامت‌ حضرت‌ على‌ (ع‌) به‌ استناد ادله عقلى‌ و نقلى‌ است‌ و مباحثى‌ دیگر در اصول دین را شامل‌ مى‌شود. مؤلف‌ این‌ اثر را به‌ محمدعلى‌ میرزا پسر فتحعلى‌ شاه‌ قاجار اهدا کرده‌ است‌[۴۶].
    تحفه لاریه‌، که‌ در نسخه‌ها به‌ نامهای لاریه‌[۴۷] و مختصر لاریه‌[۴۸] نیز آمده‌ است‌.
    حجر ملقم‌، در تاریخ‌ پیدایش‌ روش‌ اجتهاد و عمل‌ به‌ اخبار و اثبات‌ امامت‌ به‌ روش‌ اخباری که‌ در آن‌ 12 دلیل‌ عقلى‌ و نقلى‌ برای ابطال‌ اجتهاد نیز اقامه‌ شده‌ است‌[۴۹].
    حرمه التنباک‌ و القهوة، این‌ کتاب‌ مجموعه‌ای از احادیث‌ و روایت‏هاست‌ که‌ مؤلف‌ در اثبات‌ حرمت‌ استعمال‌ تنباکو و نوشیدن‌ قهوه‌ به‌ آنها استناد کرده‌ است‌[۵۰].
    ذخیره الالباب‌ و بغیة الاصحاب‌، در 23 باب‌ که‌ در آن‌ دانشهای گوناگون‌ را در دایره‌ها و جدولهایى‌ همانند کتاب‌ دیگرش‌ دوائر العلوم‌ آورده‌ است‌. باب‌ اول‌ این‌ کتاب‌ درباره حروف‌ و باب‌ آخر آن‌ شامل‌ مباحثى‌ از فقه‌ است‌[۵۱].
    رساله‌ در رد عقاید صوفیه‌[۵۲].
    رساله‌ در رد وحدت‌ وجود و توجه‌ صوفیان‌ در نماز و دعا به‌ مرشد[۵۳].
    رساله شهادت‌ بر ولایت‌ در اذان‌، که‌ در پاسخ‌ پرسش‌ فتحعلى‌شاه‌ در خصوص‌ شهادت‌ بر ولایت‌ به‌ هنگام‌ اذان‌ نوشته‌ شده‌ است‌[۵۴].
    فلاح‌ المؤمن‌ و صلاح‌ الامین‌، در سند دعای «الحرز الیمانى‌»، معروف‌ به‌ دعای «سیفى‌» که‌ مؤلف‌ آن‌ را به‌ نام‌ سید محمدخان‌ بن‌ میرزا معصوم‌ خان‌ طباطبایى‌ تألیف‌ کرده‌، و دارای 5 فصل‌ و یک‌ خاتمه‌ است‌[۵۵].
    شمس‌ الحقیقة، در تعالیم‌ اخباریه‌ که‌ در 34 «شمس‌» تألیف‌ شده‌ است‌[۵۶].
    ضیاء المتقین‌، در رد اصولیه‌ که‌ مؤلف‌ آن‌ را در 1228ق‌ در کاظمین‌ نوشته‌ است‌[۵۷].
    قبسه العجول‌ و منبهه الفحول‌ (یا منیه الفحول‌ )، به‌ زبان‌ فارسى‌ که‌ در اخبار و اصول‌ و رد بر عقاید اصولیه‌ نوشته‌ شده‌، و تألیف‌ آن‌ در پاسخ‌ سؤال‌ سید بحرالعلوم‌ بوده‌ است‌[۵۸].
    القسوره، در بیان‌ اعتراضهایى‌ بر مجتهدان‌ که‌ مؤلف‌، آن‌ را برای میرزای قمى‌ فرستاده‌، و میرزا نیز کتابى‌ در رد آن‌ نوشته‌ بوده‌ است‌[۵۹].
    قلع‌ الاساس‌، در رد اساس‌ الاصول‌، که‌ نام‌ دیگر آن‌ معاول‌ العقول‌ فى‌ قلع‌ اساس‌ الاصول‌ است‌[۶۰].
    المبین‌ و النهج‌ المستبین‌، در فضایل‌ بنى‌هاشم‌ و ائمه طاهرین‌ (ع‌) و پاره‌ای از مطالب‌ مربوط به‌ فقهای سبعه‌ و امامان‌ چهارگانه اهل‌ سنت‌ و عشره مبشره‌ که‌ بیشتر روایتهای آن‌ از منابع‌ اهل‌ سنت‌ گرفته‌ شده‌، و از آثار شیعه‌ کمتر روایت‌ شده‌ است‌[۶۱].
    معراج‌ التوحید و الدر الفرید، در اسماء صفات‌ و صحت‌ حمل‌ و اطلاق‌ آنها بر ذات‌ الهى‌ که‌ با استناد به‌ اخبار و احادیث‌ نوشته‌ شده‌ است‌[۶۲].
    میزان‌ التمییز فى‌ العلم‌ العزیز، شامل‌ مباحثى‌ از علم‌ کلام‌ و عرفان‌ که‌ الحجه البالغه نیز نامیده‌ شده‌ است‌[۶۳].
    المیزان‌ لمعرفه الفرقان‌، در پاسخ‌ سؤال‌ شیخ‌ عبدالله‌ ابن‌ شیخ‌ مبارک‌ بن‌ على‌ بن‌ حمیدان‌ که‌ در آن‌ به‌ ادله علمای اخباری در خصوص‌ چگونگى‌ قرائت‌ تسبیحات‌ اشاره‌ مى‌شود[۶۴].
    ومضة النور. مؤلف‌ در این‌ کتاب‌ در تطبیق‌ اسماء الله‌ و اسماء ائمه‌ (ع‌) کوشیده‌، و اَشکالى‌ رسم‌ کرده‌ است‌. مثنوی فارسى‌ «مثلث‌ الاسماء الحسنى‌» از میرزا محمد نیز در این‌ کتاب‌ آمده‌ است‌[۶۵].
    مجالى‌ المجالى‌، در رد بر ملاعلی نوری که‌ تألیف‌ آن‌ در 1221ق‌ به‌ اتمام‌ رسیده‌ است‌. یکى‌ از شاگردان‌ میرزا محمد به‌ نام‌ محمد ابراهیم‌ بن‌ على‌ طبسى‌، این‌ کتاب‌ را به‌ نام‌ مرآت‌ آگاهى‌ یا آیینه شاهى‌ به‌ فارسى‌ ترجمه‌ کرده‌ که‌ نسخه اصلى‌ آن‌ باقى‌ است‌[۶۶].

پانویس

    ↑ (ص‌ 313
    ↑ قس‌: ابن‌ عنبه‌، 201، که‌ از حسین‌ در میان‌ فرزندان‌ موسى‌ یاد نکرده‌ است‌
    ↑ آقابزرگ‌، 14/222
    ↑ خوانساری، 7/127
    ↑ معصوم‌علیشاه‌، 1/183؛ شیروانى‌، 581
    ↑ ابراهیم‌، 314
    ↑ آقابزرگ‌، 14/221
    ↑ ص‌ 177
    ↑ امین‌، 9/173
    ↑ معلم‌، همانجا
    ↑ خوانساری، 7/127؛ شیروانى‌، همانجا
    ↑ ابراهیم‌، 314- 315
    ↑ شیروانى‌، همانجا
    ↑ ابراهیم‌، همانجا
    ↑ درباره اعمال‌ غریب‌ او در این‌ چله‌، نک: نفیسى‌، 1/251-252؛ سپهر، 1/82 -83
    ↑ معلم‌، همانجا
    ↑ سپهر، همانجا
    ↑ نک: تنکابنى‌، 178-180
    ↑ شیروانى‌، همانجا
    ↑ ابراهیم‌، همانجا
    ↑ نک: تنکابنى‌،همانجا
    ↑ شیروانى‌، 581
    ↑ خوانساری، 2/202
    ↑ صنیع‌ الدوله‌، 3/167
    ↑ نک: معلم‌، 3/943
    ↑ نک: سپهر، 1/83
    ↑ ابراهیم‌، 322-323؛ نک: معلم‌، 3/944
    ↑ شیروانى‌، همانجا
    ↑ آقابزرگ‌، 16/344
    ↑ همو، 14/221
    ↑ معلم‌،3/941
    ↑ آقابزرگ‌، 15/129
    ↑ همو، 8/267
    ↑ همو، 18/370
    ↑ همو، 16/336
    ↑ شیروانى‌، 581
    ↑ نک: شورا، 9/584 - 585
    ↑ ص‌ 316-321
    ↑ آقابزرگ‌، 1/53، 2/318
    ↑ ج5،ص588
    ↑ آقابزرگ‌، 8/267
    ↑ معلم‌، 3/936
    ↑ همو، 3/938
    ↑ نک: منزوی، خطى‌، 2/887
    ↑ همان‌، 2/941
    ↑ همان‌، 2/908 - 909
    ↑ همان‌، 2/911
    ↑ همو، خطى‌ مشترک‌، 2/1057
    ↑ همو، خطى‌، 2/933
    ↑ برای نسخه خطى‌ آن‌، نک: مرعشى‌، 15/63 - 64
    ↑ نک: آقابزرگ‌، 10/14
    ↑ مرکزی، 10/1685
    ↑ همان‌، 10/1686
    ↑ شورا، 10/72- 73
    ↑ نک: آقابزرگ‌، 12/209
    ↑ نک: همو، 14/221
    ↑ آستان‌، 391؛ نیز نک: معلم‌، 3/938
    ↑ نک: آقابزرگ‌، 17/35-36؛ آستان‌، 441
    ↑ نک: آقابزرگ‌، 17/83
    ↑ همو، 17/166
    ↑ مرعشى‌، 5/254- 255، 9/70
    ↑ نک: همو، 8/334
    ↑ منزوی، همان‌، 2/1433
    ↑ نک: آقابزرگ‌، 23/317
    ↑ شورا، 9/584 -586
    ↑ نک: معلم‌، 3/940، برای اطلاع‌ از دیگر آثار وی، نیز نک: 3/935-940

منابع

    آستان‌ قدس‌ ، فهرست‌.
    آقابزرگ‌، الذریعه.
    ابراهیم‌ بن‌ میرزا احمد، «ترجمه میرزا محمد الاخباری»، همراه‌ ایقاظ النبیه‌ میرزا محمد اخباری، قاهره‌، 1356ق‌/ 1937م‌.
    ابن‌ عنبه‌، احمد، عمده الطالب‌، نجف‌، 1380ق‌/1961م‌.
    امین‌، محسن‌، اعیان‌ الشیعه، بیروت‌، 1403ق‌/1983م‌.
    تنکابنى‌، محمد، قصص‌ العلماء، تهران‌، 1364ش‌.
    خوانساری، محمد باقر، روضات‌ الجنات‌، تهران‌، 1390ق‌.
    سپهر، محمدتقى‌، ناسخ‌ التواریخ‌، به‌ کوشش‌ جهانگیر قائم‌ مقامى‌، تهران‌، 1337ش‌؛ شورا، خطى‌.
    شیروانى‌، زین‌العابدین‌، بستان‌ السیاحه، تهران‌، 1315ق‌.
    صنیع‌ الدوله‌، محمدحسن‌، مطلع‌ الشمس‌، تهران‌، 1303ق‌؛ مرعشى‌، خطى‌؛ مرکزی، خطى‌.
    مشار، خانبابا، مؤلفین‌ کتب‌ چاپى‌ فارسى‌ و عربى‌، تهران‌، 1340-1344ش‌.
    معصوم‌علیشاه‌، محمد معصوم‌، طرائق‌ الحقائق‌، تهران‌، 1318ق‌.
    معلم‌حبیب‌ آبادی، محمدعلى‌، مکارم‌ الا¸ثار، اصفهان‌، 1351ش‌؛ منزوی، خطى‌؛ همو، خطى‌ مشترک‌.
    نفیسى‌، سعید، تاریخ‌ اجتماعى‌ و سیاسى‌ ایران‌، تهران‌، 1361ش‌.

برگرفته از منبع زیر:

 


fa.wikishia.net/view/میرزا_محمد_اخباری