آخرین کلام او ، شکوه آخرین گام انسانی بود که 60 سال زندگی را به خدمت و تحقیق گذرانده بود. در این کلام آخرین ، به فرزندانش تأکید کرد که:
« خیرخواه جامعه باشید. کتابهای مرا که در راه خیر جامعه و با خون دل نوشتهام ، به کمک شاگردان عزیز و بزرگوارم چاپ کنید تا روح مرا شاد کرده باشید ».
خیر جامعه و خدمت به انسان از راه تحقیق و تتبع و اشاعة اندیشههای نو ، چراغ پرارزشی بود فراراه 73 سال زندگی پر حاصل دکتر بهاءالدین پازارگاد. در این مدت 80 جلد کتاب و رساله از او منتشر شد و 130 اثر کوتاه و بلند او چاپ نشده باقی مانده است.
پس از آنکه در سالهای اخیر بازنشسته شد ، در پی60 جلد از انتشارات خود ، برای چاپ 150 جلد از کتابهای فارسی و انگلیسی که تألیف کرده بود کوشش فراوان کرد و سرانجام هنگامی که چشم از جهان فرو میبست توانسته بود 20 جلد از آنها را منتشر کند. شادروان دکتر پازارگاد به سال 1275 شمسی در شیراز چشم به جهان گشود و سرانجام روز ششم آذرماه پس از بیست روز نبرد با عوارض سکته به سن 73 سالگی در بیمارستان مهر در گذشت.
فرزند دکتر حسامالاطباء شیرازی ( جراح و طبیب ) بود و جدش میرزا مهدی نقیب ، جراح و طبیب و شاعر بود و صاحب تألیفات طبی و ادبی متعدد.
دکتر پازارگاد در مدرسة حیات شیراز درس خواند و در همان مدرسه به تدریس پرداخت دیری نگذشت که به زبان انگلیسی آشنا شد و با هوش و ذکاوتی که داشت ، گواهینامه داروسازی گرفت و بعد به او جواز وکالت دادگستری دادند. به سال 1303 روزنامه « خورشید ایران » و مجله ادبی و تاریخی « پازارگاد » را در شیراز انتشار داد که تا سال 1309 ادامه داشت. در سال 1305 دبستان و دبیرستان سلطانیه را در شیراز تأسیس کرد و نخستین دسته پیشاهنگی جنوب را تشکیل داد و تا سال 1314 در این شهر ریاست دبیرستان دولتی شاهپور را عهدهدار بود.
نگاهی به کوششهای اجتماعی و انسانی دکتر پازارگاد ، در سالهای نخستین و توجهی به جوانب و زمینههای گوناگون فعالیتهای او ، نشاندهنده ارزش اجتماعی و فکری مردی است که سرسخت و کوشا پا به میدان پرخروش زندگی نهاده و میکوشید در این پهنه ، از هر طریقی که میتواند کمر به خدمت دیگران بندد.
ادامه مطلب ...
