می توانیم بگوئیم که دلیلی عمدة این جنگ منازعه بر سر هژمونی منطقه ای دهة1970بوده است.این منازعه زمانی که بریتانیا در سال 1968اعلام نمود که تا اواخر 1971نیروهای خود رااز شرق سوئزبیرون می کشد؛شروع شده بود.
تمایلات ایران برای پرنمودن خلاءقدرت در منطقه کاملا متضادبانقش منطقه ای طراحی شدةمورد نظرعراق بود.بازگرداندن سه جزیرةاصالتا ایرانی که قبلا تحت نظربریتانیا بودند،اولین مرحلة منازعه بود.همچنین ما بایداین دیدگاه حزب بعث عراق را مد نظر قرار دهیم که ایران قبل از انقلاب را به عنوان ابزاری در اختیار امپریالیزم غرب می دیدکه در مقابل وحدت اعراب ایستاده بود.
این یک حقیقت شناخته شده است که شاه پیوسته روابط نزدیکی با اسرائیل و آمریکا داشت(1)
بعد از اعلام عقب نشینی بریتانیا آمریکا که زیر بار جنگ ویتنام بود؛ سیاست قطبهای دوگانة خود را در خاورمیانه که امنیت خلیج فارس را تامین می نمود شروع کرد. یکی از این پایه ها ایران با قدرت نظامی بود و دیگری عربستان سعودی به عنوان قدرت سیاسی ، که این یک شانس و فرصت خوبی برای حکومت ایران بود.سیاستهای ایران با هدف دورنگاه داشتن از سیاستهای منطقه ای پی گیری می شد.این چنین تلاشهائی موجبات ایجاد روابط نزدیک بین روسیه و عراق گردید تا آنجا که معاهدة مودت 1972میان آنها به امضاءرسید.