جنگ آوردند وصلح نامش کردند مردم به فراست امتحانش کردند
ازجمع معاشران ، محشوری را تحمیل و ردیف رهبرانش کردند
پیش از آنکه صلح را مورد بحث قرار دهیم بهتر است به ردیابی وریشه های جنگ بپردازیم که جنگ چیست ومنشه اصلی آن کدام است .آنگاه میتوان ارزشمندی های صلح را بر سکوی والای اندیشه قرارداد . بزرگان واندیشمندان با بیان روشن این موارد پرده از روی تضاد ها ، تغیرات وتکامل برداشته رابطه ها مخالفت ها وروند لاینقطع بقا را با کلمه جنگ وصلح خلاصه کرده در نگاه اندرون پدیده ها ازآن جمله ، خلقت انسان و پیرامون آن،جریان تحولات درونی وبیرونی رادرقالب واژه های صلح وجنگ آراسته اند
این جهان جنگ است چون کل بنگری ذره ذره همچو دین با کافری
آن یکی ذره همی پرد به چپ آن دگر سوی یمین اندر طلب
ذره ای بالا و آن دیگر نگون جنگ فعلی شان ببین اندر رکون
جنگ فعلی است از جنگ نهان زین تخالف ها تخالف را بدان
ذره ای کو محوه شد در آفتاب جنگ اوبیرون شداز وصف حساب
چون ز ذره محوه شد نفس ونفس جنگ اکنون جنگ خورشیداست بس
با این بیان وبقول معروف گفته میتوان ، جنگ قانون ابدی زندگیست وصلح ، آرامش میان دو جنگ است .کمابیش هرچیزی که وجود دارد در معرض نابودیست وزندگی خود چیزی جز ستیز وجدال ارزشها ومبارزه برای نابودی اندیشه ها وآرمانها نیست وآزاد ترین مردم روی زمین کسانی اند که به آرامش وفضای درون دست یافته اند . اگر در درون خودآرامش نداشته باشیم جستجوی آن درسرچشمه خارجی بیهوده است .به فرموده جناب مولانا.
چهار عنصر چهار استونی قویست که بر ایشان سقف دنیا مستویست
هر ستونی اشکننده آن دگر استن آب اشکننده هر شرر
پس بنای خلق بر اضداد بود لاجرم جنگی شدند از ضر وسود
هست احوالت خلاف یکد یگر هریکی با هم مخالف در اثر
مینگر در خود چنین جنگ گران تو چه مشغولی به جنگ دیگران
بنا بر آن گفته میتوان که پدیده های صلح وجنگ سر رشته ذاتی داشته ویکی از دیگر بیرون می آیند ومسئله قدامت بموازات همدیگربا پدیده های تنازع وبقا ، تضاد وارتباط ، تغیروتکامل مشخص میگردد.جنگ توصلح وصلح توجنگ است و بقول علما ودانشمندان درادبیات قدیم پارسی صلح هم معنی لغت آشتی وبه معنای مقابل حرب وجنگ آمده است در دوران معاصر مفهوم صلح گسترش یافته وبا تفکر های شرق آسیایی وبعد ها تفکرات مسیحی که صلح درونی را معرفی کرده اند آمیخته شده است .درین مفهوم صلح شرایط آرام بی دغدغه وخالی از تشویش کشمکش وستیز است وصلح یک آرمان جهانی تلقی میشود . صلح یک مفهوم مطمئن نیست ومیتواند به دید گاه دینی وفرهنگی تعریف متفاوتی داشته باشد به همین تر تیب از جنبه های مختلفی میتوان صلح را مطالعه کرد که شامل مسایل مربوط به جنگ ، خلع سلاح وکنترول تسلیحات نظامی وسایر موضوعات میباشد . بنا بر آن صلح عقدی است که بین دو طرف در خصوص امری واقع میشود صلح گاهی برای رفع اختلاف موجود ویا برای جلو گیری از تنازع احتمالی آینده صورت میگیرد ویا بجای یکی ازعقد معاملاتی بکار میرود.وبه عبارتی عقد صلح بر دو قسم است .
ادامه مطلب ...
