مجموع ادیــان و بخصوص ادیان آسمانی به ایــن امــر متعقد هستند که تـوصل به « حقیـقت و سعا دت » از طــریق پرستش و عــبادت خــالصانه ذات لایـــزال ؛ حاصل میگـــردد . بطور خاص « زهد ، عـباد ، مجاهــد ت ، ریا ضت و ... » در ادیان باعـث آن شد تا طـرایق و سلاسل مختلف روحـانی تـوام با رسوم ، و روش جداگانه، پا به عرصه وجـود بگذارند و با سیر حرکت دنیا از نسل بـه نسل و از سینه بـه سینه انتــقال گردد ، که یقینآ سیر آن تا « زمین و بشریت » باقی است ، آدامه خواهـد داشت.
چنانچه عـلامه محمد سعید « سعید افغانی » در یکی از مناجات خویش بنام « الـهی » چنین نوشته است :
( الهـی ! سالها گذشت و قرنها به میان آمد و هنوزهـم سیرحرکت دنیا در رفتن است، کسی نمی تواند بگوید تا چند این دنیا باقی خواهند ماند . هنوز هـم انسان با این حقیقت غور نمی کند که زندگی برای چیست ؟ و تا کی و چند نسل بشر خواهند بود ؟ بلی ! این کشیده گیها لاینحل است .. ) دین مقدس اسلام ، دیـن عشق و محبت است ؛ که بمنظور حفظ منافع حیاتی و آخروی ، عـدالت و منافع عامه به میان آمـده و یگانه راه نجات و سعادت دایمی بشر در آن نهفته است و از جانب هـم چون تصوف و فلسفه زاده و مولـود فکر اگاهی جوینده به سوی یقین « علم الیقین، عین الیقین و حق الیقین » است و اساس و هـدف تصوف « اسلام » و « عشق و محبت » است . بنآ صوفیان حقیقی بودند که با آرایش قلب ، تزکیه نفس و اراستن با طـن و ظاهـر به « زهـد و مجاهدت » در این راه پرداختند ، تا به کلید معرفت نفس که معرفت ذات مقدس است ، نائیل گردند .
ادامه مطلب ...
