خانم هانا آرنت ، فیلسوف ، متفکر سیاسی ، ژورنالیست ، روشنگری اجتماعی  و مسئول برای درک نظام های توتالیتر و جنایت هایش علیه بشریت؛ مانند فاشیسم و استالینیسم ، کمک مهمی نمود . او مینویسد که شکست  دولتهای ملی در آغاز قرن گذشته و رشد جنبش های توده ای مدرن ولی بدون رهبری لایق و سالم ، موجب برقراری فاشیسم در غرب شد . امروزه اشاره میشود که نظرات او را باید با توجه به شرایط قرن 20 یعنی حاکمیت فاشیسم و استالینیسم مورد توجه قرار داد .

هانا آرنت به تجزیه و تخلیلی مهم و پرمحتوا در باره توتالیتاریسم در قرن بیست پرداخت . یکی از موضوعات آثارش ، انسان در عصر مدرن است . وی مینویسد که حاکمیت توتالیتر مانع فعالیت مهم انسان یعنی " دوباره آغاز کردن " میگردد . او مدعی بود که انسان هیچگاه بدون پیش داوری نزیسته است . در نظر او انسان ذاتا موجودی عملگرا و فعال است . او به سه نوع فعالیت انسان اشاره میکند/ کار برای امرار معاش و برخورد با طبیعت ، کار خلاق و تولید هنری ، کار و فعالیت سیاسی و اجتماعی . او با اشاره به نقش فعال انسان در جامعه و ساست ، نیرویی به فلسفه عملی داد . وی میگفت که خلاف دوره یونان باستان ، در عصر جدید ، کار تولیدی مزاحم آزادی و فعالیت سیاسی افراد جامعه شده است . در دمکراسی مدرن ، قدرت سیاسی فقط برای مدت محدودی به گروه و یا حزبی واگذار میشود . هانس یوناس درباره وی نوشت که هانا آرنت شدیدا اخلاقی بود ، حرفهایش مهم ، تحریک کننده ، گاهی غلط ، ولی هیچگاه مبتذل و بی اهمیت نبودند .


ادامه مطلب ...